العلامة المجلسي

534

حياة القلوب ( فارسي )

براي أهل زندان تعبير مىكرد خوابهاى ايشان را ، چون تعبير خواب آن دو جوان كرد وبه آن كه گمان داشت كه نجات مىيابد گفت : مرا نزد عزيز ياد كن ، حق تعالى أو را عتاب نمود وفرمود كه : چون بغير من متوسل شدى چندين سال در زندان بمان ، پس بيست سال در زندان ماند « 1 » . ودر أكثر روايات وارد شده است كه هفت سال در زندان ماند « 2 » . وبه سند موثق منقول است كه از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام پرسيدند كه : آيا أولاد حضرت يعقوب عليه السّلام پيغمبران بودند ؟ فرمود : نه ، وليكن أسباط وأولاد پيغمبران بودند ، واز دنيا بيرون نرفتند مگر سعادتمندان ، بدى اعمال خود را متذكر شدند وتوبه كردند « 3 » . به سند صحيح منقول است كه هشام بن سالم از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كرد كه : حزن حضرت يعقوب عليه السّلام بر حضرت يوسف به چه مرتبه رسيده بود ؟ فرمود كه : حزن هفتاد زنِ فرزند مرده . پس فرمود كه : جبرئيل بر حضرت يوسف نازل شد در زندان وگفت : حق تعالى تو را وپدرت را امتحان كرد ، وبدرستى كه تو را از اين زندان نجات مىدهد ، پس سؤال كن از خدا به حقّ محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وأهل بيت أو كه تو را خلاصي بخشد . حضرت يوسف گفت : خداوندا ! سؤال مىكنم به حقّ محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وأهل بيت أو كه بزودى مرا فرج كرامت فرمائى ، وراحت دهى از آنچه در آن هستم از محنت وبلا . جبرئيل گفت : پس بشارت باد تو را اى صدّيق كه حق تعالى مرا بسوى تو براي بشارت فرستاده ، كه تا سه روز ديگر تو را از زندان بيرون خواهد برد ، وتو را پادشاه مصر وأهل مصر خواهد كرد كه اشراف مصر همه تو را خدمت كنند وپدر وبرادران تو را به نزد تو جمع خواهد كرد ، پس بشارت باد تو را اى صدّيق كه تو برگزيدهء خدا وفرزند برگزيدهء خدائى . پس در همان شب عزيز خوابى ديد كه از آن ترسيد وبه أعوان خود نقل كرد وايشان

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 176 . ( 2 ) . تفسير عياشى 2 / 178 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 129 .